درون
درون · پادپخش

درون شمش

نقد نمی‌کنم. می‌رم می‌بینمش.

هر قسمت می‌رم به دیدنِ یک اثر که آدم شده؛ می‌شینم روبه‌رویش و تا آخرین کلمه می‌شکافمش.

قاعده‌ی شمش

۰۱

اثر آدم می‌شه

می‌رم توی یک اتاق و روبه‌روش می‌شینم. تا آخرین کلمه اونجاست؛ تکون می‌خوره، جواب می‌ده، هوای اتاق رو عوض می‌کنه.

۰۲

با کی حرف می‌زنم

بعضی وقت‌ها با خودِ نویسنده، بعضی وقت‌ها با یکی از شخصیت‌ها. اونی که زخمِ اصلی رو با خودش حمل می‌کنه.

۰۳

فقط کتاب نیست

شمش با کتاب شروع شد، ولی قرار نبود همون‌جا بمونه. هر اثری که یک زخمِ واقعی رو حمل کنه، جاش همین‌جاست.

قسمت‌ها

۸
مسخ
مگه گناهش چی بود
۱۴ دقیقه ۴.۰
فارنهایت ۴۵۱
هیچ‌کس کتاباتو نمی‌بره، خودت برشون نمی‌داری
۲۷ دقیقه
آخرین روز محکوم
اگه تاریخِ مرگتو بهت بگن، بقیه‌شو چطوری زندگی می‌کنی
۲۵ دقیقه
بخش دی
روپوشِ سفید تنته یا دستبندِ پلاستیکی دورِ مچت
۱۸ دقیقه
تقصیر تو نیست
مشت‌زدن به ببر خشمگین یا بحث‌کردن با خودشیفته
۲۴ دقیقه
خصم
داستان مردی که هجده سال دروغ زندگی کرد
۲۶ دقیقه

کجا بشنوم